|
|
|
||||
|
فرزند و نوه و نتیجه ها ، از دست قضا و تنگدستی ، نق نق کنان ، مسبب ظلم ستم ؟ با نتایجی عمیق که مقصر پدر بزرگ ، چون تاج سرماست ریشه در رگ ماست. او گفت شتاب و تکرار گذشته نکنید از گذشته هاست . بشنوید از من ، بجویید هر یک از گفتار و پندار و کردار خویش ؟ چرا پدر بزرگ سه گفتار را مسبب اصلی می دانست؟ اصلا پدر بزرگ هیچوقت خود را مقصر نمی داند !!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 0:22 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
منع واعظ ز خرافات ، ز غوغای عوام نتوانیم ، و لیکن به دل انکار کنیم ( جامی) پدربزرگ : در فیلم های هندی قتل و خود کشی و آزار و شکنجه مجاز ، ولی بوسیدن مجاز نیست ! چرا؟ و ما ماندیم در جواب .
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 20:56 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اسرار جهان چنانکه در دفتر ماست گفتن نتوان ، که آن وبا ل سرماست چون نیست در این مردم نادان اهلی نتوان گفتن هر آنچه در خاطرماست خیام پدر بزرگم می گفت: اگر نتوانی مسیر وزش باد را تغییر دهی می توانی مسیر بادبان ها را تنظیم کنی.
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 22:2 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چه لذت بخش است هنگامی که کودکی میوه ی درختانی را که پدر بزرگش کاشته است می چیند .
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 23:3 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
9 در گرد هما یی " افت تحصیلی " معلمی از پوچی هیچ ، به پوچی خویش پی می برد و چنین بیان میدارد . زیرا این دانش آموزان ، مرحله به مرحله ، عمری ، در اختیار ما بوده ، تا تعلیم و تربیت صحیح شخصیت آنا ن را بسازد . تا جامعه سا لم تر گردد . وقتی به مقاطع تحصیلی به صورت طبقاتی بنگرند و ارزشها را با مدارک ارزیابی کنند ارزشها به ظاهر ارزیابی شوند ارزشهای مچا له شده ، تفا له ای بیش نخواهند بود و این آسیب های شخصیتی ، آفاتی در افت ، بی تاثیر نخواهد بود . در صورتیکه آقای مدیر ، ریشه در، پیشه خویش . تمام اصول ها وکتابها های روانشناسی تاکید دارند . که دانش آموزان را آزاد بگذارید . تا درسر کلا س هر چه دلشا ن خواست انجام دهند. در انزوا نبا شند . تا استعدادهای نها ن ، رشد وایجاد خلاقیت گردد. مورد قبول ، عام است . ولی آیا ما خود این جنبه را داریم . و آن گونه که هست مسولین با ما این چنین رفتار دارند. زیرا چند ین سا ل با کودکان زیستیم و خود کودک شدیم تمام تقصیر ها بار معلما ن ا ست . کلاسی را در نظر بگیرید که حد متوسط ، 35 نفر دانش آموز از 35 خانواده گوناگون ، با 35 نوع تربیت مختلف ، در آن نشسته اند . از کل این دانش آموزان 30 تن آنها از صمیم قلب آرزو دارند . که امروز معلمشا ن غایب باشد یا معلم ، امروز ، اصلا درس ندهد . و درس هم نپرسد . یا امروز مدرسه تعطیل باشد . یا پای معلم بشکند. یا روزی که یک ساعت ، ورزش دارند به خاطر یک ساعت ورزش ، اکثر دانش آموزان نمی خواهند آن روزی که ورزش دارند تعطیل باشد . این یک سوال است که پاسخ می خواهد ؟ زمانی که وسیله جای هدف را می گیرد و انگیزه با سوز و ناله فریاد بر می آورد و با فریاد خویش ، تسلیم خویش را مهیا ، تا که بفشارد گلوی خویش ، احساس میگردد . بدون انگیزه کمیت حاصل می شود. ارزشها از بین می روند و آن موقع دکورها فرو می ریزند وبه جان هم افتاده ، مثل زالو خون همدیگر را می مکند و روان ها رنجور و روانکاوها مبتلا ، حالا بیا و ببین پریشانی گوسفند وار را . دوستان و همکاران می دانم خسته اید و خسته تر از آن که از فریاد مردان ناشنوا دلگیر . و از خردیشان رنجور ، ولی جنگلها و صخره ها چه آشنا یند با رسم و راه خاموشی تو . باز هم ، همچون درخت بالا بلندی باش که شیفته ی اویی . همان درخت سایه گستررا گویم ، مشرف بر دریا ، که در اوج خاموشی ، به خروش دریا ، گوش سپرده است . بسپار ، گوش سپردن بر موج ، در اوج خویش ... ! در غیر این ، چه بسیارند شدنیها ، با خنده انس گیر. بخند به فراسوی خویش ، بر خویش خندیدن !! تا تسلیم دستان خویش ، که بفشارد گلوی خویش ،را بازی کن. ای بشر ای انسا نی که با یک د ست عقل ، و با یک د ست د یگر زندگی را به دوش می کشی . تا توان زنده ماندن را ، فراتر از پیچ مهره های وسا یل زیست داشته باشی . و سازنده ی معادلاتی باشی که سر نوشت و تاریخ را تعیین می کند . چگونه می توانی مسول نباشی ! هر گونه مسولیتی ناگزیر می بایستی ، اجتماعی بوده باشد . هر روز امکانی است برای سپاسگزاری بابت همان روز . هر کاری امکانی است برای انجام عملی نیک و عادلانه . هر عملی کوششی است در راه اندکی مفهوم بخشیدن به امروز و فردا . همه ی آینده ، نگهداری تمام این جهان . برای نسل های آینده . در پایان، حمله با نیک خواهی و در صورت لزوم سپاسگزاریست . پایان
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 1:31 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در گرد هما یی " افت تحصیلی " معلمی از پوچی هیچ ، به پوچی خویش پی می برد و چنین بیان میدارد . 8 نهایتا رقابت در قبولی کنکور ، آن هم رقابت در پزشکی و مهندسی ارزیابی شوند. این رقابتها در ارزیابی های تهی ، ریشه در پست های اجتماعی ، و از نظر مادی ، با فاصله های طبقاتی ،تلاش در جهت رسیدن به ثروت فاجعه ای بیش نیست زیرا زیر میزی های کلان ، علم را خدشه دار نموده و رشد در زمین خواری و نهایتا تورم و نا بسامانی به همراه داشته . این فاصله ها که از هیچی و پوچی بشربه وجود آمده ، آیا وحشتناک نیست که در آمد بین حداقل و حداکثر هزاران برابرباشد آیا نیاز یک نفر با نیاز یک نفر دیگرتا این حد فاصله دارد ؟ مگر آنان در زندگی اجتماعی نیازی که دارند آن دیگران فاقد این نیازند در صورتیکه نیازهای بشری همه تا اندازه ای یکسا نند . نفس های شوم یکسا ن نیستند که منجر به استثمار فرد از فرد می گردد که ریشه در لاینحل بودن معادلاتی است که درخانه و مدرسه لاینحل مانده است . حل معادلات باید با تفهیم و مثالهای روزمره زندگی ، بدون محفوظا ت انجام گیرد . ولی آموزنده برای حل معادله ، در کلاسهای خصوصی و خانگی ، جلسه ای چهل یا پنجاه هزارتومانی تن می دهد که اگر استعداد آن را داری که در کلاس خصوصی معادلات لاینحل را حل کنی پس می توانی حلال تمام معادلاتی باشی . و در پاسخ چنین گویند :تکرار و تمرین تسریع در یادگیری است ما که هر روز با تمرینهای متوالی معتاد به عملیم. بدون زیر میزی معادلات حل نمی گردند چون یک پزشک هم بدون زیر میزی نمی تواند به حل معادله بپردازد !زیرا جایگاه هر کس مشخص است . درست است که جایگاه پزشک در بیمارستان و جایگاه کارمند در اداره و جایگاه کشاورز در مزرعه و جایگاه کارگر در کارگاه و کارخانه است هیچ کس جای کسی را غصب نکرده و نمی تواند غصب کند پس جایگاهها مشخص هستند ولی نیازها از قبیل خواب – خانه – مسکن – غذا – ازدواج – تفریح و گردش ..... به جایگاه مربوط نمی شود در هر جایگاهی بشر نیاز به آنها دارند که باید قدرت و توان استفاده از آن را داشته باشند ! یا نظام اداری که شهروندان با آن سرو کار دارند به راستی مرگ آور است با این حا ل توسط همین شهروندان اداره می شود چگونه از عهده ی زیر میزی ها وحل معادلات شما بر آیند؟ شاید ما از این حرفها خوشمان نیاید ولی جامعه یعنی ما هستیم که توهم را انتخاب کرده ایم و ترجیح داده ایم به جای محکم نمودن بنای خانه هایمان، آنها را رنگ کنیم و خود را فریب دهیم . چرا در جهت ضعف و نا توانی گام بر می داریم . وقتی توانایی رنگ کردن را داریم . آن توانایی را به نفع اجتماع بکارگیریم . توانایی در یادگرفتن ، بر رسی و واگفتن یک مطلب ،که همان قوه خرد است ادراک حاکم بر خرد ، که اهدافی را بنیان و پیش می نهد اصولی را فرا روی ما می نهد و وسایلی فراهم می کند و در مسیر شیوه های عمل به آن ها گام می نهد تا صلح پیشه خود سازد . تا انتقا ل از مرحله ی جنگجویی و جدال به مرحله قلمرو و خدمتگزاری ، و برای بقای صلح جهانی به ملتها نزدیک شویم. ای بشر، صلح بیرونی ، بدون صلح درونی بشریت ممکن نیست صلح از طریق آزادی و آزادی از طریق حقیقت و حقیقت مجری عدا لت است . بنابراین جنگ به معنای تامین صلح ، و صلح به معنای از بین بردن جنگ است . ادامه.......
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 19:0 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||