تبليغاتX
باران
چه بسیارند شد نیها ، با خنده انس گیرید .   با فراسوی خویش ، بر خویش

    خند ید ن   !!!   تا  تسلیم د ستا ن خویش ، تا به فشارد  گلوی خویش   .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 11:3  توسط باران  | 

عدالت شاید زاده عشق باشد . عشق بسامان ، زیرا عشق نابسامان نیز هست . عشق و عقل قرین یکدیگر خوش است . عشق به عقل می گوید : ای محتاط ملاحظه کار ، تندتر ، و عقل پاسخ می دهد: ای شتابنده ی شوریده ، آهسته تر ، و نظامی گنجوی که هر دو را به تعادل دارد می گوید : شتابندگی کن به آهستگی ، سهراب فوران عشق و شور است و رستم تجسم عقل و تعادل، و جنگ این دو ، فاجعه ی فاجعه ها . ای پدران و ای فرزندان !

من اگر عشق را در ورطه ی حب ذات چنان تفسیر کنم که برای فرزند و  وطن  و بشر سهمی نماند به مهلکه ی خود پرستی سقوط کرده ام . دچار عشق نابسامان شده ام . زندگی و نشاط زندگی برای همگان . همگان امروز . جهان آینده ، دلسوزان خود را خواهد داشت .

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 23:8  توسط باران  | 

همه ما فرصت های شگفت انگیزی برای زندگی کردن ، لذ ت برد ن و عشق ورزید ن داریم

 

عظمت دنیای درون به هما ن عظمت و پهناوری جهان برون است .

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 22:57  توسط باران  |