|
|
|
||||
|
پندار و گفتار و كردار نيك گرفتاري ما مردم يكي دو تا نيست كه با عقل و درايت و كارداني و هدايت ، آنها را بر طرف سازيم و خرم و شادان بكام دل بنيشينيم و به امور معنوي و كمال بيند يشيم . اگر بگويم كه ما بيش از گرفتاريها ي اقتصادي و اجتماعي ، نا توانيهاي اخلاقي و بيماريهاي روحي داريم و اغلب بدبختيهاي ما بر اثر نداشتن ادب و گذشت و.... بوجود مي آيد . اگر به ديده تحقيق بنگريد از صبح تا شام و از كوي تا بام با انواع رنجها ي روحي و عصبي دست به گريبانيم و عقده هاي خود را به صورت پرخاش و دشنام بسر همديگر مي زنيم. و تازه طلب كار و مدعي هستيم زيرا هر ابلهي مي تواند در پوشانيدن خطاهاي خود بكوشد و همه ابلهان همين كار را مي كنند اما مردي كه به خطا ي خود اقرار كند از جماعت بر تر خواهد ايستاد و لذ تي شريف و نادر در دل احساس خواهد كرد . زماني كه جنگ بي امان ميان نيروهاي انگليسي و فرانسوي جريان داشت يكي از مقامات انگليسي در حالي كه از شدت هيجان ، به ناپلون بناپارت گفت . ما انگليسيها به خاطر شرف مي جنگيم اما فرانسه براي پول مبارزه مي كند . ناپلون با خونسردي جواب داد آري درست است هر ملتي به خاطر آن چيزي مي جنگد كه فاقد آن است . تمام موجودات زنده با يكديگر نوعي ستيز و پيكار مي كنند جز گياهان ، كه مبارزه ضعيفشان در جهت پيشرفت و در خدمت موجودات ديگر است زيرا شاخه هاي درخت آنقدر ابله نيستند كه به جان هم بيفتند و با يكديگر پيكار و ستيز كنند اگر هر درخت چنين رفتاري در پيش مي گرفت ما با چه عواقبي رو به رو مي شديم بدون تر ديد درختان و تمام اجزاي آنها به خاطر ناداني و حماقت نيست و نابود مي شدند هر گاه از اين نكته غافل باشيم كه با جميع عناصر حيات و ساير آدميان يگانه ايم و خود را جدا حس مي كنيم به مقايسه و رقابت و تعارض روي مي آوريم و در جهت نابودي يكديگر گام بر مي داريم ( مانند مردي كه در تاريكي چيزي را گم كرده بود ولي در جاي ديگري كه روشن تر بود دنبالش مي گشت ) نباشيم گاهي رسم و رسوم غلط كه باعث مي شود انسانها علي رغم ميلشان به مسير و راه ديگري كشيده شوند كه بيشتر مشكلات از نبود تدبير و انديشه است جستجو كنيم و از طريق گوش دادن و با انديشيدن درك كنيم تا انتقال از مرحله جنگجويي و جدال به مرحله قلمرو خدمتگزاري يعني مهار خلق و خوي نفساني رهايي بخش است كه به بهبود خانواده و جامعه مي انجامد پيروي كنيم . و براي بقا صلح جهاني به ملتها نزديك شويم واز طبيعت بهره جوييم چنانچه زندگي و عشق و زيبايي آشكارا در طبيعت زاد و ولد مي كنند و تكثير مي شوند ما نيز بخشي از طبيعت هستيم ببينيم كه آيا طرز تلقي از زندگي فرآيند خلاق طبيعي تكثير در درون خودمان را نيز شامل مي شود ؟
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 12:53 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
افرادي كه به فكر فريب ديگران هستند چندي نمي گذرد كه خودشان نيز توسط افرادي ديگر فريب مي خورند . چنانچه بر خدعه و نيرنگ تكيه كنيد در بازي جلب تا ييد ديگران قرباني مي شويد . آنچه خدا از انسان انتظار دارد تنها يك قلب سرشار از صلح و صفا ست . افرادي كه معتقدند جهان و تمام ساكنان آن قصد دارند اسباب شادماني و خوشي آنان را فراهم و از آنان محافظت كنند و در خدمتشان باشند دچار سو ظن معكوس هستند . زيرا توليد براي توزيع . غذا دادن قبل از خوردن . ايثار قبل از دريافت . توجه به ديگران قبل از توجه به خود . تنها يك جامعه فاقد خود خواهي و مبتني بر تقسيم و تسهيم مي تواند پايدار و شادمان باشد اين تنها راه حل ممكن و عملي است اگر آن را نمي خواهيد . بجنگيد . وين داير
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 15:8 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بايد باور كنيم كه همه يكي هستيم و رنج بشريت رنج خود ماست اين وظيفه سيستم آموزش است كه اين طرز فكر را در اذهان مردم جامعه زنده كند يك ضرب المثل چيني : اگر فقط به فكر سال آينده هستي ، بذري بكار . اگر به ده سال ديگر مي انديشي ، نهالي بكار . و اگر به صد سال ديگر فكر مي كني در آموزش و ارتقا فرهنگ جامعه بكوش . به چه دليل ، زيرا كساني كه مي خواستند بر دنيا حكومت كنند ولي نتوانستند خانه ي خود را اداره كنند . !!!!
+
نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385ساعت 1:30 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||