تبليغاتX
باران

 

جهاني زيبا

 

  آيا جهاني زيبا تر و شادمانه تر در پيش خواهد بود ؟ كه زيبايي ها و چيزهاي

 

 خوب زندگي براي خوشي و پيشرفت توده هاي بشري كه بتوانند آزادانه از آنها

 

 بهره مند شوند ؟  يا جهاني سخت تر و دشوار تر در پيش خواهيم داشت كه حتي

 

 بسياري از نعمت هاي كنوني تمدن بشري نيز به دنبا ل جنگهاي وحشيانه ي نابود

 

 كننده تباه خواهد گشت ؟ اين ها دو قطب نا همنا م تحولات آينده خواهند بود كه

 

 هر دو ممكن است فرا رسند و به نظر نمي رسد كه راهي ميانه ي اين دو ، وجود

 

 داشته باشد . ولي امروز  وضع چنين است ساختن فردا در دست تو و نسل تو ،

 

 يعني ميليونها دختر و پسر ي قرار دارد كه در سراسر جهان رشد مي كنند و خود

 

 را آماده مي سازند تا سهم خود را در اين فردا كه فرا مي رسد به عهده بگيرند .

 

 كانت : زماني نوشته بود كه انسان زمانه ي او براي صلح آماده  نيست يا براي

 

 صلح به حد بلوغ نرسيده است  وانسان بايد كاملا نوع ديگري شود طور جديدي

 

 احسا س كند طوري جديدي بينديشد و از طريق خود آ گا هي انتقا دي ا ش به

 

 شناخت جديدي دست يابد تا توانايي بر قراري صلح را داشته باشد .

 

  در صورتيكه رفتار در

 

 راستاي نظمي شناخته و پذيرفته كه لازمه عمل ارادي است كه با خود مسوليت

 

 اجتما عي را به همراه دارد آِيا چگونه  عمل مي نماييم ؟ ولي وقتي ما شاهديم

 

شاهدي دقيق كه  مي بينيم چه  اشتبا ها ت مرگبار ، ولي اجتنا ب پذيري ، نه فقط

 

انجا م شده بلكه هنوز هم مي شود و صداي كف زدن و پايكوبي انسانها يي را

 

 مي شنويم كه به اين طريق شريك جنايتند !! و هزاران تن از آنها را ديده ام

 

 كه زماني له  چيزي و سپس عليه هما ن چيز به تظاهرات پرداخته اند. حا ل يك سوا ل  از شما

 

هنگا م كوهنوردي ، كوه پيما يي مي پرسد آيا مي خواهيم صعودي پر از چا لش

 

 داشته باشيم و يا دنبا ل صعودي متفكرانه هستيم ؟

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 13:34  توسط باران  | 

 

پسر بچه اي مسلح به چند قلوه سنگ  روي بام طويله اي ايستاده است فاصله را مي سنجد و سنگ پشت سنگ به سوي آسمان  پرتاب مي كند دلخور و مدعي ، سپس مايوس از اين كه هيچ يك از سنگها يش به هدف نخورده اند خداوند بر خلاف انتظار پسر بچه ، دريچه اي را باز نمي كند از بالا تهديد نمي كند از اين بمباران بي شرمانه خشمگين نمي گردد و تحريك نمي شود غمگين از اينكه نتوانسته است آرزوها و شكايت هايش  را به گوش عالي ترين مرجع برساند از نردبان پايين مي آيد مصمم به اينكه اين اقدام را در اولين فرصت تكرار كند و نه فقط در اولين فرصت ، بل اگر لازم باشد يك عمر .

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 1:46  توسط باران  | 

هر وقت در زمان حال نا خرسند بودي يا احساس نا كامي كردي وقتش فرا رسيده كه از گذشته بياموزي يا براي آينده برنامه ريزي كني . زيرا اعتقادات  قبلي .  ما را به سوي سعادت  نو سوق  نداده  پس  شايد اعتقادات جديد باعث ظهور رفتارهاي  جديدي را شامل شود  !!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 17:0  توسط باران  | 

ما اشتباهات يكديگر را آسانتر مي بينيم بنابراين من اغلب دست از خود پرستي بر مي دارم و از ديگران مي خواهم اشتباهاتي را كه در من مي بينند نام ببرند و بعد متوجه مي شوم كه چه چيزي واقعا از نظر من حقيقت است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 0:57  توسط باران  |