|
|
|
||||
|
پسر كوچك با شادي و شعف پرنده ها را تماشا مي كند و صداي آنها را مي شنود بعد باباي خوب او مي آيد و مي خواهد كه بچه اين دنيا را بهتر بشناسد مي گويد نگاه كن اون يك زاغ كبوده ، اون يكي گنجشك معمولي است او ديگر خودش آنها را نمي بيند و صداي آوازشان را نمي شنود او بايد اين موجودات را آن طور كه پدرش مي خواهد و نامگذاري كرده است ببيند و بشنود پدر هم البته دلايل حقا نيتي دارد ..... عده اي به هر حال هنوز مي توانند به همان حا ل خودشان همه چيز را ببينند و بشنوند ...... اما بيشتر افراد جوامع بشري ما اين حا ل و ظرفيت را از دست داده اند ..... و اين حق از آنها گرفته شده كه همه چيز را خودشا ن ببينند و آوازها را بشنوند .... بايد از د ست دوم استفاده كنند .....
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 21:27 توسط باران
|
|
|||||
|
|||||